هر چند سلام سر آغاز دردناک خداحافظی است. ولی بگذار خداحافظی سلامی نو باشد.

بگذار سرنوشت و تقدیر بازی خویش را ادامه دهند. من و تو در این بازی یار و مونس یکدیگریم.

بگذار بگریم که جز اشک مرحمی نیست مرا.

در خلوت سکوتم قدم می نهم و قلبم را آرام آرام تسکین می دهم.

چرا که می خواهم در آن بذر محبت بکارم .

سکوتم را دوست دارم زیرا در آن هزاران فریاد نهفته است.

و تو ای مهربان! فریادم را از سکوتم و از چشمان خسته ام بخوان و مرا یاری کن.